تبليغاتX
دختران شرقی
زندگی برای آنکه حس می کند تراژدی، و برای آنکه می اندیشد کمدی است!

واقعا جای بسی تعجب و شگفتی است که بعضی از دوستان دانشجو که از شهر های دیگه وارد دانشگاه شهرمون می شن ، انقدر از سیستم منحصر به فرد دانشگاه شکایت می کنن . در حالی که حتی با یک نگاه ساده و گذرا می توان متوجه ارزش فوق العاده ی این طرح شد .

جدا بودن سیستم های آموزشی فواید بسیار زیادی را برای دانشجویان و گاهی مسئولین به همراه دارد ، که در اینجا به ذکر چند نمونه از آنها بسنده می کنم :

1 . ایجاد آزادی بیشتر برای دوستانی که از خوابگاه های داخل دانشگاه استفاده می کنند . چنان که گاهی شاهد هستیم این دوستان با لباس راحت خونه و دمپایی رو فرشی ( ! ) در سالن ها رفت و آمد می کنند .

2 . دیگه اصلا نگران نیستی که اگه تنبلی کنی سر کلاس ضایع می شی . بی خیال بابا ، همه از خودن !!!

3 . میتونی هر وقت دلت گرفت ، با صدای بلند بزنی زیر آواز . ازاستاد شجریان گرفته تا دی جی های مختلف !

4 . تازه میتونی جشن تولدت رو هم تو کلاس جشن بگیری ( با بزن و بکوب و انجام حرکات موزون) . اصلا هم نگران جو علمی محیط نباش !

5 . راحت تر شدن کار مسئولین دانشگاه ! پسر که نیست ، بیست تا دختر رو هم به راحتی می شه تو یه کلاس دوازده متری جا داد.(اینو احیاناً فقط دوستان واحد خواهران خوب متوجه می شن )

6 . چون هر جا نگاه می کنی جنس موافق می بینی ، حس می کنی هنوز بچه مدرسه ای هستی . بنا بر این کلی احساس جوونی می کنی و حالا حالا ها پیر نمی شی !

7 . ایجاد امنیت بیشتر برای جزوه ها !( دیگه کسی نیست که بخواد درست چند شب مونده به امتحان مخت رو بزنه و جزوه ی نازنینت رو قرض بگیره !)

8 . پر آوازه شدن اسم دانشگاه در سراسر کشور ! این متاعی نیست که به رایگان به دست اومده باشه .

9 . ایجاد انگیزه ی بیشتر بین دوستان دانشجو ، به منظور شرکت در همایش های مختلف و حضور به هم رسانی در تالار های اجتماعات !!!

10 . رو آوردن بیشتر دانشجو یان به دنیای مجازی و وبلاگ گردی . بالاخره در عصر اطلاعات هستیم دیگه .

..... حالا دیدید جدا بودن سیستم های آموزشی چقدر مفیده ؟!

حالا بازم بشینید بگید تفکیک جنسی نباید باشه !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/24ساعت 0:24  توسط منا   | 

متن زیر بخش هایی از کتاب « آری این چنین بود برادر » نوشته ی دکتر علی شریعتی است .موضوع متن نامه ایست سر گشاده به بردگانی که اهرام ثلاثه مصر را با گوشت و خون خود برای فرعونیان بنا کردند .زیبایی آن به حدی بود که هر چه کردم نتوانستم از نوشتنش چشم پوشی کنم.تقدیم به همه ی دانشجویان عزیز قم:

«...برادر ! تو اربابت را به سادگی می شناختی و درد شلاقی را که می خوردی ، به سادگی احساس می کردی و می دانستی که برده ای و کی برده شدی و چه کسانی برده ات کرده اند . و ما اکنون با سرنوشتی هم رنگ سرنوشت تو، بی آنکه بدانیم کی ما را به بردگی این کشانده است و از کجا غارت می شویم و چگونه به تسلیم، به انحراف اندیشه و به عبودیت های زمینی دچار شده ایم .

اکنون نیز ما را چون چهار پایان، نه تنها به بردگی می کشند که به بهره کشی گرفته اند . پیش از عصر تو و بیش از نسل تو بهره می دهیم . همه ی این قدرت ها، سرمایه ها، نظام ها، ماشین، کاخ های بزرگ جهان و همه ی این سرمایه های عظیم و غنی و ثروت تولید را، با پوست و گوشت و خون و رنج و پریشانی و محرومیتمان می چرخانیم و سهممان فقط تا اندازه ای که کار فردا را بتوانیم .

بیش از عصر تو محرومیم و ظلم و تبعیض طبقاتی و ستم، بیش از زمان توست . اما با چهره تازه و پیرایه های تازه تر .

.... اکنون برادر ! در وضع و عصر و جامعه ای زندگی می کنم که باز من و هم نژادان و هم طبقه هایم به او ( پیغمبر) نیازمندیم .

او بر خلاف حکیمان دیگر، بر خلاف نوابغ و اندیشمندان دیگر که اگر نابغه اند مرد کار نیستند، و اگر مرد کارند مرد اندیشه و فهم نیستند، و اگر هر دو هستند مرد شمشیر و جهاد نیستند، و اگر هر سه هستند مرد پارسایی و پاکدامنی نیستند، و اگر هر چهار هستند مرد عشق و احساس و لطافت روح نیستند و اگر همه هستند خدا را نمی شناسند، و خود را در ایمانشان گم نمی کنند و خودشان هستند، مردی است در همه ابعاد انسانی، همچون یک کارگر، همچون من و تو کار می کند، و با همان پنجه هایی که که آن سطر های عظیم خدایی را بر کاغذ می نویسد، چاه می کند و قنات احداث می کند و در شوره زار آب بر می آورد .»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/11/12ساعت 11:23  توسط منا   | 

خوب . به سلامتی امتحانات هم تموم شد .

 به همه ی دوستانی که تو این مدت حسابی درس خوندن خسته نباشید می گم و با بقیه هم احساس هم دردی می کنم .

 من رو هم در غم خودتون شریک بدونید دوستان !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/11ساعت 9:36  توسط منا   | 

سلام دوستان . ( لطفا متن زیر رو با دقت بخونید )

همه ی ما در مورد لغت های اعجاب انگیز قران کم و بیش چیز هایی رو می دونیم .

 لغت هایی که در سر تا سر قرآن به تعداد مساوی تکرار شده اند . در اینجا لیستی

از این اسم ها رو با هم می بینیم .

دنیا و آخرت . هر کدام 115 مرتبه .

مرگ و زندگی . هر کدام 145 مرتبه .

مسلمین و کفار . هر کدام 41 مرتبه .

مرد و زن . هر کدام 24 مرتبه .

زکات و برکت . هر کدام 32 مرتبه و...

همین طور کلمه ی نماز 5 ، ماه 12و روز 365 بار تکرار شده .

اما در مورد کلمات دریا و خشکی تساوی بر قرار نیست . در قرآن دریا 32 بار

 و خشکی 13 باربیان شده . پس مجموع دریا و خشکی 45 خواهد شد .

45= 13 +32

پس 45÷32*100= 71.11111111% دریا و 45÷13*100= 28.88888889% خشکی.

===>> دریا+ خشکی = 100%

مطالعات اخیر دانشمندان ثابت کرده است که دقیقا 28.88888889% جهان

را خشکی و 71.1111111۱% را آب فرا گرفته !!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/11/02ساعت 18:4  توسط منا   |